تبليغاتX
اول برای مادرمان...
اول برای مادرمان...

بسم الله


حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین، علی (ع) سرودند که شاه بیت آن این بود :
حاجب اگر محاسبه حشر با علیست
من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن!

همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند:

اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم!
 
حاجب عرض می کند:

یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست!

حضرت علی(ع) می فرماید پس بیت آخرت را این گونه بنویس:

حاجب یقین محاسبه حشر با علیست

شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

یاعلی مددی

یا حضرت زهرا(س) مددی


× نوشته شده توسط سید سعید در شنبه پنجم تیر 1389 و ساعت 14:10 |
همتی دیگر...

این مطلب مربوط به نشریه صراط (کانون قرآن و عترت) دانشگاه صنعتی سهنده و نوشته ی بسیار قشنگیه. امیدوارم مقبول شهدا بیفته.


يادداشت‌هاي يك شهيد زنده

«هنوز دبيرستاني بود، اما از شدت كار و فعاليت توي مدرسه و بيرون مدرسه، وقتي به خانه مي‌رسيد، حتي  در حال خوردن غذا خوابش مي‌برد. البته او نمي‌خوابيد، غش مي‌كرد!» اين جملات را مادر شهيد احديان و البته ده‌ها مادر شهيد ديگر درباره فرزندانشان گفته‌اند. حال درباره توصيف فرزندانشان چه قبل از جنگ  و چه بعد از جنگ و البته ادامه اين جملات هم اين‌گونه است كه «دوباره مي‌ديدي نيمه شب بلند شده‌اند و بر سر سجاده در حال راز و نيازند تا روز پركار ديگري را آغاز كنند.»

چنانچه اشاره شد، آن انگيزه‌هاي قوي كه اين تلاش‌هاي شبانه‌روزي را ثمر مي‌دهند، از آرمان‌هاي بلندي نشئت گرفته‌اند كه همواره مد نظر اين بچه‌ها بودند. مهدي زين‌الدين وقتي مي‌خواست ازدواج كند، به همسرش گفته بود: «پايان راه من شهادت است و اگر جنگ تمام شود و شهيد نشوم، هر كجا جنگ حق عليه باطل باشد، به آنجا مي‌روم تا شهيد شوم.» و اين يعني: مبارزه جغرافيا و مرز نمي‌شناسد و پاياني ندارد.

خيال نكنيم داشتن اين روحيه راحت است كه مجاهده همراه با ايثار و از خوشي‌‌ها گذشتن است و يك تغيير اساسي در زندگي دنيايي روزمره است. اين تلاش‌ها هم همواره همراه با بصيرت و شناخت صحيح از شرايط و نيازهاي روز بوده‌اند؛ وگرنه تلاش كور بي‌ثمر است.

در روايات داريم كه «المؤمن خفيف المؤونه كثير المعونه». شهداي ما اين‌گونه بودند و اينك هم مجاهدان عرصه‌هاي ديگر اين‌گونه‌‌اند؛ يعني كم‌مصرف و پر بازده.

اصلا پيشرفت سريع انقلاب در آن سال‌هاي ابتدايي را مرهون همين تلاش‌هاي خستگي‌ناپذير شبانه‌روزي هستيم؛ … امام(ره) مي‌گفتند: راحت‌طلبي و رفاه با مبارزه سازگاري ندارد. يعني كسي كه اهل جهاد و مبارزه است، قطعاً سختي مي‌كشد و اين سختي‌ها در كنار راحتي‌ها و تنعم‌ها قرار نمي‌گيرد و اين نكته‌اي است بس مهم كه متأسفانه  با توجيهاتي كوچك به‌ راحتي گريبان برخي انقلابيون ديروز را هم گرفت!

حسين خرازي، رنگش از شدت گرسنگي پريده بود و رو به بي‌هوشي رفته بود؛ اما فرصت غذا خوردن پيدا نمي‌كرد! اكثر بچه‌هاي جبهه همين‌گونه بودند. زندگي‌هاي جمع و جوري داشتند و به دنيا كم‌توجهي مي‌كردند و از طرفي هم بسيار پركار و عاشق كسب رضاي الاهي از طريق تلاش براي اقامه دين او بودند. بيشترشان هم حرفشان اين بود: «وقتي جنگ تمام شود، وقت استراحت هم خواهد بود.» البته خودشان مي‌دانستند كه جنگ فقر و غنا و جنگ حق و باطل تمام شدني نيست و شايداين جملات را براي دلخوشي ما مي‌گفتند!

آدم وقتي اينها را مي‌بيند انرژي مي‌گيرد و از خودش خجالت مي‌كشد. آنها همه ويژگي‌هاي خوب را در خود جمع كرده بودند و تفسير عملي آيات قرآن بودند. در قرآن كريم اجر عظيمي براي مجاهدان در راه خدا ترسيم شده است. مجاهداني كه در جبهه حق در حال جنگ با باطل‌اند و اين جبهه، خاكريزهاي متفاوت و گسترده‌اي دارد. من و شما هم اگر بخواهيم در صف ايشان باشيم، بايد سعي كنيم تا از فضاي دنيايي روزمره‌مان جدا شويم و در همان شهر و در ميان همان زندگي يا شناخت صحيح، جبهه‌هاي علمي،‌ فكري و فرهنگي موجود را شناسايي كنيم و وظيفه خويش را انجام دهيم. اگر شنيده باشيد، توي جبهه براي هر روز، فردي به عنوان شهردار انتخاب مي‌شد تا برخي امور، از جمله تميزكاري و جمع‌آوري زباله‌ها و... را انجام دهد. برخي روزها كه اين مسئوليت به عهده تنبل‌ترها و راحت‌طلب‌ها مي‌افتاد، مي‌ديدي كه نيمه‌هاي شب، همت از شناسايي برگشته است و در حالي كه روز پركار و طاقت‌فرسا را گذرانده، براي جمع نشدن پشه و مريض نشدن نيروها در اثر كثيفي، به سراغ زباله‌هاي بازمانده مي‌رفت و كاري را كه به ديگران سپرده شده و انجام نداده‌اند، در آن شرايط به انجام مي‌رساند. آري! كوتاهي ما و بي‌تفاوتي و راحت‌طلبي، آن بخش كار را كه ما مي‌توانستيم و بايد برمي‌داشتيم، بر دوش همت‌ها مي‌اندازد.

البته همت معروف بود كه بسيار پركار است و كم خواب و هم او به مادرش گفته بود: مادر! من خواب و استراحت دنيا را به تمام زرق و برقش به دنيادارها بخشيدم! اين دنيا براي من تنگ است و جاي من اينجا نيست.

اما اين ساقط تكاليف نيست. آنها رفته‌اند و هنوز تا رسيدن به آرمان‌هاي انقلاب، راه بسياري در پيش است و به جاي حسرت، همتي ديگر بايد….

رفتند اما بار گران، آري! بار گراني بر زمين مانده است….

حاج ابراهیم همت

یاحضرت زهرا(س) مددی


× نوشته شده توسط سید سعید در پنجشنبه ششم خرداد 1389 و ساعت 15:31 |
سخنان مقام معظم رهبری(روحی فداه) در مورد ارزش حضرت فاطمه زهرا(س)

ارزش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به عبودیت خداست، به بندگی خداست، اگر بندگی خدا در فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نبود، او صدیقه کبری نبود، صدیق یعنی چه؟ صدیق آن کسی است که آنچه را می اندیشد و می گوید صادقانه در عمل او را نشان دهد. هر چه این صدق بیشتر باشد ارزش انسان بیشتر است، میشود صدیق. "اولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین" صدیقین پشت سر نبیین است، این بزرگوار صدیقه کبری است، یعنی برترین زن صدیق. صدیق بودن به بندگی خداست اگر بندگی خدا نمی کرد، صدیقه کبری نمی شد. اساس بندگی خداست.

مادر سادات

یا حضرت زهرا(س) مددی


× نوشته شده توسط سید سعید در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 16:48 |
حفظ نماز

دستخط مبارک عارف کامل سید علی قاضی(ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

و هو حسبنا و نعم الوکیل و الحمدلله رب العالمین

اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند.

سید علی طباطبایی

دستخط مبارک سید علی قاضی(ره)

یا حضرت زهرا(س) مددی


× نوشته شده توسط سید سعید در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 و ساعت 12:58 |
شعری زیبا از حضرت آیت الله وحید خراسانی(حفظه الله) در مورد حضرت زهرا(س)

این شعر زیبا تقدیم به همه دوستداران بی بی دو عالم

اى بلند اختر كه ناموس خداى اكبرى***عقلِ كل را دخترى و علمِ كل را همسرى
زينت عرش خدا پرورده دامان توست***يازده خورشيد چرخ معرفت را مادرى
آن كه بُد منت وجودش بر تمام ما سوى***گشت ممنون عطاى حق كه دادش كوثرى
تاج فرق عالم و آدم بود ختم رسل***بر سر آن سرور كون و مكان تو افسرى
از گلستان تو يك گُل خامس آل عباست***اى كه در آغوش خود خون خدا مى‌پرورى
مقتداى حضرت عيسى بود فرزند تو***آن چه در وصف تو گويم باز از آن برترى
در قيامت اولين و آخرين سرها به زير***تا تو با جاه و جلال حق، زمحشر بگذرى
بر بساط قرب بگذارد قدم چون مصطفى***تو بر او هستى مقدم ، گرچه او را دخترى
كهنه پيراهن چو بر سر افكنى در روز حشر***غرقه در خون خدا برپا نمايى محشرى
با چه ذنبى كشته شد مؤوده آل رسول***بود آيا اينچنين، أجرِ چنان پيغمبرى
قدر تو مجهول و مخفى قبر تو تا روز حشر***جز خدا در حق تو كس را نشايد داورى

* * *
شمع جمع آل طه بضعه خير الورى***دختر شمس الضحا و همسر بدر الدّجى
آفتاب برج عصمت گوهر درج شرف***ليلة القدر وجود و سرّ و ناموس خدا
آن كه بنشاندش به جاى خود امام الانبياء***وان كه بُد آمينِ او شرط دعاى مصطفى
مبدأ جسمش بُد از اثمار اشجار بهشت***منتهاى روح پاك او حريم كبريا
ز آدم و عيسى نبودش كفو و مانندى به دهر***شد در اوصاف كمال او هم تراز مرتضى
در مديحش عقل شد حيران و سرگردان چو ديد***هست مدّاحش خدا، وصف مقامش هل أتى
پا ورم كرد از نماز و دست و بازو از جهاد***سينه او شد سپر در راه حق روز بلا
رفت از دار فنا بشكسته دل آزرده تن***آن كه بُد آزردنش ايذاء ختم الانبياء
گفت حيدر در غروب آفتاب عمر او***تار شد دنيا و روشن شد به تو دار بقاء

* * *
دختر خير الورى و همسر فخر بشر***علم مخزون، غيب مكنون در ضميرش مستتَر
ليلة القدر، نزول كل قرآن مبين***مطلع الفجر ظهور منجى دنيا و دين
آسمان يازده خورشيد تابان وجود***روشن از نور جمالش عالم غيب و شهود
شمع جمع اهل بيت و نور چشم مصطفى***مهجه قلبى كه آن دل بود قلب ماسوى
آيه تطهير وصف عصمت كبراى او***هل أتى تفسيرى از دنيا و از عقباى او
تا قيامت شد به او روشن چراغ عقل و دين***منتشر از او به دنيا نسل خير المرسلين
اندر آن روزى كه وا نفسا بگويند انبيا***شيعتى گويان بيايد او به درگاه خدا
مصحف او لوح محفوظ قضاء است و قدر***در حديث لوحِ او برنامه اثنى عشر
علم ما كان و يكون ثبت است اندر دفترش***نى سلونى گفته در عالم كسى جز همسرش
اوست مشكاة دو مصباحى كه شد عرش برين***زينت از آن دو، چراغ راه رب العالمين
ميوه باغ وجودش حلم و جود مجتبى است***حاصل آن عمر كوتاهش شهيد كربلا است
زينب آن اسطوره صبر و شجاعت دخترش***گوى سبقت برده در اسلام و ايمان مادرش
دامنش جان جهان و يك جهان جان پروريد***وه چه جانى كه خداوند جهان او را خريد
خون بهاى خون او شد ذات قدّوس خدا***گشت كشتى نجات خلق و مصباح الهدى
منقطع شد وحى بعد از رحلت خير الأنام***ليك جبريل امين بنمود در كويش مقام
بود امين وحى دائم در صعود و در نزول***تا گذارد مرحمى بر قلب مجروح بتول
دل شكسته بود و از هجر پدر بيمار بود***پشت و پهلو هم شكسته از در و ديوار بود
تسليت مى‌داد او را ذات پاك ذو الجلال***تا بكاهد زان غم و آن رنج و آن درد و ملال
عطر و بوى و رنگ و روى و خُلق و خَلق عقل كل***ساطع و لامع بُد از آن بضعه ختم رسل
زين سبب روح القدس شد در حريم او مقيم***تا در آن آئينه بيند صاحب خُلق عظيم
زين قفس چون مرغ روحش رو به رضوان پر كشيد***رفت جبريل امين و از مدينه دل بريد
مرتضى آن قطب عالم لنگر دنيا و دين***عرش علم و روح ايمان و اميرالمؤمنين
آنكه در تسليم و صبرش عقل شد مبهوت و مات***كرد در فقدان اين همسر تمناى ممات
بود زهرا ركن آن ركن زمين و آسمان***رفت و ويران شد سر و سامان آن شاه جهان

* * *
صورتى كو خَلق و خُلق عقل كل را مى‌نمود***گشت پنهان نيمه شب در خاك غم، امّا كبود
ماهتاب آسمان عصمت و عفّت گرفت***كس نداند جز على آخر چه بگذشت و چه بود

* * *
ديده عالم نديده زهره‌اى مانند زهرا***دخترى مادر نزاده كو شود اُمّ ابيها
شد خدا راضى به آنچه فاطمه راضى به آن شد***متفق شد در رضا و در غضب با حق تعالى

آیت الله وحید خراسانی(حفظه الله)

یا حضرت زهرا(س) مددی


× نوشته شده توسط سید سعید در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 و ساعت 13:26 |
قوانين ده گانه ی شهيد سيّد مجتبي علمدار

این مطلبو یکی از دوستان برام فرستاد که به نظرم خیلی جالب بود. و فکر می کنم یکی از بارزترین نکات این مطلب سختگیری و تکرار در مدیریت کردن زمانه. امیدوارم ازش درس بگیریم و همیشه پیرو خوبی برای شهدا باشیم.


قوانين ده گانه ی شهيد سيّد مجتبي علمدار:

*قانون اول: بارالها، اعتراف مي کنم از اينکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حدّاقل روزي ده آيه قرآن را بايد بخوانم.اگر روزي کوتاهي کردم و به هر دليلي نتوانستم اين ده آيه را بخوانم روز بعد بايد حتماً يک جزء کامل بخوانم.

تاريخ اجراء 4/5/69

*قانون دوم: پروردگارا! اعتراف مي کنم از اينکه نمازم را بي معني خواندم و حواسم جاي ديگري بود، در نتيجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزي دو رکعت نماز قضا بايد بخوانم.اگر روزي به هر دليلي نتوانستم اين دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد بايد نماز قضاي يک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم .

تاريخ اجراء 11/5/69

*قانون سوم: خدايا! اعتراف مي کنم از اينکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولي نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب بايد دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دليلي نتوانستم اين دو رکعت را بجا بياورم روز بعد بايد 20 ريال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بياورم.

تاريخ اجراء 26/5/69

قانون چهارم: خدايا! اعتراف مي کنم از اينکه شب با ياد تو نخوابيدم و بهر نماز شب هم بيدار نشدم.حداقل در هر هفته بايد دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهاي پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دليلي نتوانستم شبي را بجا بياورم بايد بجاي هر شب 50 ريال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بياورم .

تاريخ اجراء 16/6/69

قانون پنجم: خدايا! اعتراف مي کنم از اينکه *خدا مي بيند* را در همه کارهايم دخالت ندادم و براي عزيز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته بايد دو صبح زيارت عاشورا و صبح جمعه بايد سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دليلي نتوانستم زيارت عاشورا را بخوانم بايد هفته بعد 4 صبح زيارت عاشورا و يک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه اي نتوانستم سوره الرحمن بخوانم بايد قضاي آن را در اولين فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.

تاريخ اجراء 13/7/69

 

قانون هفتم: حداقل بايد در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم.اگر به هر دليلي نتوانستم اين عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدي بايد 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبديل مي شود.

تاريخ اجراء 30/9/69

قانون هشتم: هر کجا که نماز را تمام مي خوانم بايد در هفته 2 روز را روزه بگيرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دليلي نتوانستم اين عمل را بجا بياورم در هفته بعد به ازاي دو روز 3 روز و به ازاي هر روز 100 ريال صدقه بايد بپردازم .

تاريخ اجراء 19/11/69

قانون نهم: در هر روز بايد 5 مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دليلي نتوانستم اين عمل را بجا بياورم روز بعد بايد 15 مسئله بخوانم .

تاريخ اجراء 14/1/70

قانون دهم: در هر 24 ساعت بايد 5 بار تسبيح حضرت زهرا(س) براي نماز يوميه و 2 بار هم براي نماز قضا بگويم. اگر به هر دليلي نتوانستم اين فريضه الهي را انجام دهم بايد به ازاي هر يکبار ، 3 مرتبه اين عمل را تکرار کنم.

تاريخ اجراء 15/3/70

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

شهید علمدار

یا حضرت زهرا(س) مددی 


× نوشته شده توسط سید سعید در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 23:35 |
اول برای مادرمان...

شعری که باعث انتخاب عنوان وبلاگ شد...

برای مادرمان...

بر بانوی مطهرمان گریه می کنیم

بر آن همیشه بهترمان گریه می کنیم

با این دو زمزمی که خداوند داده است

بر آیه های کوثرمان گریه می کنیم

بر روی بال های سپید ملائکه

بر آن کبود پیکرمان گریه می کنیم

کنجی نشسته ایم و کنار پیمبران

بر دختر پیمبرمان گریه می کنیم

بر لاله های بستر او خیره می شویم

بر آنچه آمده سرمان گریه می کنیم

دیر آمدیم و حادثه او را ز ما گرفت

حالا کنار باورمان گریه می کنیم

قبل از حساب، صبح قیامت که می شود

اول برای مادرمان گریه می کنیم

علی اکبر لطیفیان

 اول برای مادرمان

یا حضرت زهرا(س) مددی


× نوشته شده توسط سید سعید در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 23:12 |
یابن الزهرا(س) مددی

عکسی زیبا از مضجع شریف حضرت اباعبدالله الحسین(ع) 

مضجع شریف حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

            یوپیک آپلود عکس

ضریح مطهر

یوپیک آپلود عکس

ضریح مطهر

یوپیک آپلود عکس

بین الحرمین

یوپیک آپلود عکس

قتلگاه

 


× نوشته شده توسط سید سعید در جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 0:10 |
مقام فاطمیه

روز 3 جمادی الثانی برای اینکه اجر رسالت داده شود باید کشور یکپارچه "یا زهرا(س)" شود. تضعیف شعائر فاطمی تضعیف مذهب است. سبک شمردن شهادت صدیقه کبری(س)، استخفاف به امیرالمومنین(ع) و کوتاهی و تقصیر به حق ختم النبین(ص) است. امام زمان(عج) از شما انتظار دارد که برای بازوی ورم کرده، پهلوی شکسته، قبر مخفی و جنازه نیمه شب دفن شده آنچه در قدرت دارید کار کنید.

آیت ا... وحید خراسانی(حفظه ا...)

یا حضرت زهرا(س) مددی

یا زهرا(س) مددی


× نوشته شده توسط سید سعید در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 16:54 |
شعری زیبا برای مادرمان...

شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...
نوشت نام تو را، نام آشنایی که -

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
گمان کنم که تو را، اصلاً آفریده تو را

که گرد چادر تو آسمان طواف کند
و زیر سایه‌ی آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد
مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاکم‌التکاثر بود

درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه‌ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
به نان خشک علی ساختی، به جان علی

از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم-

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت، نشسته بنویسم

شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و این بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بی‌قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه[س] در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه‌ی توست
"کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست"

سید حمیدرضا برقعی


× نوشته شده توسط سید سعید در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 16:22 |